مرا یاد کنی یا نکنی « سهراب سپهری »

تـو مرا ياد کني يا نکني
باورت گر بشود گرنشود
حرفی نیست
اما نفسم میگیرد
درهوایی کـه نفس هـای تـو نیست
……….
در هوایی كه نفس هـای مـن اسـت
زندگی هست ولی شادی نیست،
باورت گر بشود گر نشود
عاشقی هست، وفاداری نیست
……….
مـن ترا ياد كنم از دل و جان
در هوایی
كه نفس هـای مـن اسـت
سینه ی مـن ای دوست
پُرِ از زخم دل اسـت
تـو فقط باور کن
مرهم زخم مـن اسـت
………..
تـو بگو ، با چـه زبان؟ با چـه دلی؟
بـه همه ی عالم و آدم گویم
……….
تـو کـه رفتی
مـن هنوز، عطر ترا می بویم،
مـن هنوز در اشعارت
رد ترا می جویم
برچسب:
نویسنده: آریا اسدی